شیندخت و بجنورد

خانه         يادداشت‌های روزانه         > بجنورد <         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

17, 2013 11:10

 

داروخانه‌ي وثوق به روايت آقاي مسعود وثوق

 


در بجنورد بناهايي از گذشته, هنوز پابرجا و استوار باقي ماندند كه يادآوار خاطرات چندين نسل از مردم شهر است. بنايي كه در عكس بالا مشاهده مي‌كنيد مربوط به ساختمان قديمي داروخانه‌ي وثوق است كه اولين داروخانه در بجنورد است.
داروخانه‌ي وثوق و مطب دكتر وثوق براي چندين نسل از مردم بجنورد نامي آشنا و پرخاطره است . اين بنا در ابتداي خيابان چهارشنبه بازار, روبروي سبزه ميدان قرار دارد و اين كوچه بخاطر وجود اين بنا و داروخانه‌ي وثوق در گذشته به نام كوچه‌ي وثوق معروف بوده است.
قسمتي از خاطرات آقاي مسعود وثوق را در مورد اين بناي قديمي در اينجا مي‌گذارم:


اين بنا در ابتداي كوچه‌ي وثوق واقع شده و دو درب كركره‌اي, داروخانه‌ي كربلايي محمدتقي وثوق (پدربزرگم) و بعدها نصرالله وثوق (پدرم) بود. البته در ابتدا محل عطاري پدر بزرگم (كربلايي محمد تقی وثوق) بود كه حدودن در سال ١٢٥٠ ساخته شده

دوازده سال اول زندگيم را پشت اين دواخانه كه منزل پدربزرگم بود, گذراندم. اين دو دربند مغازه با پنج دربند ديگر كه در عكس ديده نمي‌شود به يك درب چوبي ختم مي‌شد كه درب ورودي منزل وثوق بود.
وقتي ٨-٩ ساله بودم, روبروي درب ورودي منزل, يك حمام نمره باز شد كه دقيقن روبروي درب كركره‌اي دوم, درب ورودي حمام مردانه جاجرمي بود و بغل حمام نمره حمام زنانه جاجرمي بود.
دوتا از دربندهاي اين سري از مغازه‌ها, تجارت‌خانه‌ي آقاي حاجي صوفي‌زاده بود كه علاوه بر تجارت گندم و غيره تنها نماينده‌ي دوچرخه هركولس بودن. بعد از اين دربندها و درب ورودي منزل هم يك خانه‌ي خيلي محقر بود كه محل نگهداري مرغ‌ها و يكي از خدمه‌ي خانواده بود ( زهرا باجي و پسرانش- علي و ابراهيم)
روبروي اين ملك, حسينيه‌اي بود كه پدربزرگ و سال ها بعد, پدرم در ماه محرم يكي دو شب خرج مي‌كشيدن. پشت اين ملك به يك كاروانسرا ختم مي‌شد و جلو, از دكان آقاي معظمي تا بعد از آبنبات سازي شكري در خيابان اصلي ادامه داشت. آقاي معظمي در سالهاي ١٣٢٧تا ١٣٤٩ البسه‌ي كردي و تركمني و قاليچه و پارچه‌هاي البسه‌ي محلي و حتا پتاوه و گالش مي فروختند
كركره‌ي اول توي عكس, ورودي داروخانه بود و كركره‌ي دوم فقط ويترين بود.
بالاي درب ورودي يك ميخ مي‌بينيد كه قبل از آمدن برق, شهرداري شب در ميان يك فانوس و يك تابلوي كوچك كه اصلن خوانا نبود و دود زده و زرد شده, آويزان مي‌كرد كه رويش نوشته شده بود: ” كشيك شب” . جالب اينجاست كه مردم بيچاره كه مريض داشتن, نيمه شب اگر كشيك بود يا نبود با مشت روي درب مي‌كوبيدن چون مي‌دانستند ما در آنجا زندگي مي‌كنيم. پدرم شب ها درب را از داخل قفل مي‌كرد چون از ته دواخانه يك در كشويي به اطاق خواب خانه باز مي‌شد.
با كمي دقت متوجه مي‌شويد كه معماري طبقه‌ي اول ودوم با هم فرق دارد چون بنا بعدها توسعه پيدا كرده و طبقه‌ي بالا در سال‌هاي ١٣٢٠-٢٥ ساخته شده
راه ورودي طبقه‌ي بالا از درب چوبي (سومين درب از سمت چپ) است. وقتي از درب وارد مي شدي يك راهرو بود به طول , هفت- هشت متر تا به پله‌ها برسي, بغل پله‌ها در سمت چپ يك درب به دواخانه و سمت راست يك درب به انبار دواخانه باز مي‌شد. اين بالاخانه (طبقه‌ي دوم) را كربلايي محمد تقي (پدربزرگم) براي پسرانش ساخته بود وقتي آنها دكترا شان را گرفتند, قدرت الله وثوق در همانجا مطب باز كرد و پسر ديگر, عزيزالله وثوق كه داروسازي خوانده بود در مشهد در ابتداي خيابان كج, داروخانه باز كرد كه هنوز هم به نام داروخانه‌ي وثوق وجود دارد.
بعدها قدرت الله منزلي در خيابان طالقاني كنوني( روبروي كوچه‌ي تفضلي) در بر خيابان ساخت و مطب جديد را در آنجا افتتاح كرد. در طبقه‌ي دوم داروخانه بعد از اينكه دكتر قدرت الله وثوق به مطب جديد رفت, دكتر سيد علي پورهاشمي مطب زد تا موقعي كه به نمايندگي مجلس شوراي ملي از بجنورد انتخاب شد.
داروخانه‌ي وثوق تا سال ١٣٤٧-٤٩ در همين مكان بود وقتي پاساژ توسليان ساخته شد, پدرم (نصرالله وثوق) داروخانه‌ي مدرني در نبش پاساژ باز كرد كه بعد از مدت كوتاهي پدرم آن را به اقاي منوچهر روحي كه سالها در محل قديمي كار مي‌كردند, واگذار كرد و كارمند ديگر داروخانه‌ي قديمي, آقاي فرج سعادت هم داروخانه‌ي ديگري باز كردند.
چند نسل از خانواده‌ي من به نحوي در بجنورد خدمت كردند و من افتخار مي‌كنم كه خانواده‌ي من خدمتگزار مردم شهرم , بجنورد بودند.


با تشكر از آقاي مسعود وثوق كه با نوشتن گوشه‌اي از خاطرات‌شان بخشي از هويت شهرمان بجنورد را براي ما بازگو كردند.

تشكر ويژه‌اي هم از همشهري هنرمندمان, آقاي مهران ميري‌سليمان دارم بابت ثبت اين عكس زيبا از بناي قديمي داروخانه‌ي وثوق


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

داروخانه‌ي وثوق به روايت آقاي مسعود وثوق

Archives

2014
2013
2013
2013
2013
2013
2012
2012
2012
2012
2012
2012
2012
2011
2011
2011
2011
2011
2010
2010
2010
2009
2009
2009
2009
2009
2008
2008
2008
2008
2008
2007
2007
2007
2007
2007
2006
2006
2006
2006
2006
2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []