شیندخت و بجنورد

خانه         يادداشت‌های روزانه         > بجنورد <         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

6, 2012 09:35

 

اعتماد در كسبه‌ي قديمي

 

با تشكر از هم‌شهري خوبم براي ارسال اين متن.


صداقت- درستی - اعتماد عمومی و احترام متقابل , از خصیصه‌های بارز بجنوردی‌ها در گذشته بود. از این‌که عرض می‌کنم بجنورد و بجنوردی‌ها, برای این‌که در آن زمان جايی را ندیده بودم.

1-چوب خط

چوب خط, چوب چهار ضلعی به طول تقریبا 60 وبقطر 3 الی 4 سانت .معمولا برای خرید کالاهای روزمره از آن استفاده می‌شد بدین صورت که پیمانی لفظی بین سرپرست خانواده با فروشنده بسته می‌شد. ما برای خرید نان و گوشت از ان استفاده می‌کردیم.
بدین صورت که قرار داد ما روزی یک من نان بود از نانوايی بربری تو دروازه قبله و هر بار که نان می‌گرفتیم, شاطر بوسیله چاقو علامتی (شیار) روی لبه چوب حک می‌کرد و در پایان ماه یا فصل, چوب را پدر در مغازه می‌برد و با شمردن تعداد علامت‌ها تصویه می‌کرد. من دقیقا نمی‌دانم که ایا در ابتدا و یا در پایان چوب خط بمنظور تعویض و گرفتن چوب خط جدید پول پرداخت می‌شد.
در هر دو صورت نشان از اعتماد و احترام طرفین بود و برای گوشت هم روزی یک کیلو با قصاب قرار و چوب خط جداگانه ای داشتیم.
هر فردی حتما یک مغازه‌دار برای کالا های ضروری و یا روزمره داشت و با توجه به وسعت و جمعیت محدود شهر اکثرا همدیگر را می‌شناختند و پیش هم اعتبار داشتند و نسیه می‌دادند و در اخر هر ماه تصویه حساب می‌کردند. بقال‌های سر کوچه هم که مشتری‌های خودشان را داشتن ونسیه می‌دادند. این اعتماد متقابل بدین صورت بود که فروشنده فقط یادداشت می‌کرد و سرپرست خانواده با اعتماد به نوشته‌های کاسب پول پرداخت می‌کرد چون خرید اعضای خانواده در طول مدت انقدری بود که نتوانند یاداشت و یا پیگیر باشند و بهمین صورت فروشنده هم فکر نمیکنم تو تمام عمرشان یک ريال اضافی تعمدن نوشته باشند. همين طور كه در متن مشاغل اشاره کردم, بزاز دوره گرد مهاجر نیز به صداقت بجنوردی‌ها اعتماد داشت و نسیه می‌داد و بحق مردم هم ثابت کردن که شایسته این اعتماد هستند. با یک چادرشب پارچه وارد بجنورد شد در اخر دو دهنه مغازه پر پارچه بطوری که جا رو زمین برای نشستن نبود, پاداش اعتمادش را گرفت.
در یک جمع بندی یکی از پاکترین و صادقانه و صمیمی ترین زندگی را در گذشته داشتند که بر محور اعتماد و احترام, روزگار می‌گذراندند.

2-Prepaid
این سیستم پری پید یا از پیش پرداخت که الان در خارج رایج شده, قبلا در بجنورد ما داشتیم واین سیستم پرداخت قبلی برای قهوه خانه رایج بود. بدین صورت که قهوه خانه‌ها تامین کننده‌ي چای کسبه برای رفع خستگی و یا مهمانی تازه وارد برای کسب بود با توجه به تعداد زیاد چايی برای مشتریان مغازه‌ها, افتتاح یک حساب برای هر مشتری عملا غیر ممکن بود لذا اقدام به تولید مهر و یا ژتون می‌کردند و هر کدام از مغازه‌دارها مقداری مهر می‌خریدند و در مقابل هر چايی که سفارش داده بودند بهمان تعداد مهر همان قهوه خانه را داخل نعلبکی می‌ریختند . مهرها را همان هندیمن با کندن یک علامت مخصوص و یا نام قهوه‌چی روی یک فلز بعنوان قالب و با قرار دادن تکه ای سرب و با ضربه زدن چکش به سرب , مهر با نام قهوه چی درست می‌شد وشاید قیمت هر کدام برابر یک استکان چايی بود که در صورت مفقود شدن هر دو طرف خسارتی را متحمل نشوند. چايی دونه‌ای ده شاهی بود . موقع خرید مهر یا ژتون قهوه‌چی زیاد هم ناخن خشک نبود مقداری هم بیشتر بعنوان بناس یا اضافی می‌داد . البته این ده شاهی شامل چايی- قند وایاب ذهاب بود


3, 2012 05:00

 

مشاغل قديمي در بجنورد

 

با تشكر از همشهري خوبم كه مطلب زير را با ايميل برايم فرستادند.

مشاغلی که در بجنورد رایج و در اواخر نسل پدرانمان و اوایل نسل ما نفس‌های اخر را می‌کشیدند و سپس کم‌رنگ‌تر و یا با همان اسم, ولی با عمل‌کرد جداگانه خاموش و یا به فراموشی سپرده شدن, بد نيست اشاره ای داشته باشیم .
باشد که با تکمیل ان تصویر کاملی از مشاغل و راه روش امرار معاش نسل بسیار نزدیک بخودمان باشیم. البته ناگفته نماند بعضی از انان هم اکنون بشکل دیگر و توسعه یافته‌ای ادامه و مشاغل جدید دیگر نیز بوجود امده که از صحبت ما خارج است. مشاغلی که بشکلی فکر کنم در بجنورد بفراموشی سپرده شده را می‌توان به دو نوع تفکیک کرد:


مشاغل حرفه ای مانند: پالان دوزی /حلب سازی /اهنگری و مسگری و سفید کاری/خراطی
نوع دوم ) خدماتی که شامل دوره گردهائی بودند که حالت تخصصی داشتند شامل بزازی /خرازی/ چینی بندی/سفید کاری ظروف مسی که به معروف‌ترین انها تا انجايیکه حافظه ام یاری دهد اشاره می‌کنم. امیدوارم ثبت خاطره‌های بزرگترها که بمراتب حضور ذهنی بهتری از من دارن بتوان کامل کرد.
ضمنا قابل توضیح است به موازت دوره گردها ی حرفه ای یک سری دوره گرد هنری هم داشتیم که برای دل خودشان مشغول و از کمک دیگران نیز بهره میبردند.

مشاغل حرفه ای:
این مشاغل اغلب در مغازه هائی در حد فاصل بین دروازه قبله تا کوچه برق قرار داشتند .

1-خراطی. که در جوار یک نجاری جنب مسجد حاج شیخ احمد بود و اغلب خرخرک درست می‌کرد. خرخرک با خرخره کاملا متفاوت بوده که خرخرک در حقیقت یک سه چرخه بسیار ابتدائی برای کودکان یک تا دوساله قابل استفاده بود. و در راه رفتن به کودک اعتماد بنفس برای گام برداشتن و تحرک می‌داد.

2- پالان دوزی که تعداش به دو مغازه در این فاصله کوتاه بازار می‌رسید.

3- مسگری/ بیشترین کار انها را سفید کاری ظروف مسی تشکیل می‌داد و اوقات فراغت انان را تولید افتابه دیگ وکاسه بشقاب زنگ شتر و زنگ گردن چهارپایان برای عرضه پر میکرد.
واحدهای اهنگری / مختص تولید بیل و کلنگ -داس - نعل اسب و تیز کردن داس‌های مستعمل بود با توجه به تقاضا و جمعیت محدود بجنورد این دو شغل در هم ادغام بودند. سپس با ورود ظروف فلزی روحی و پلاستیکی بسرعت این مشاغل به نفس نفس افتادن وبی شک هم اکنون این واحدهای تولیدی با ورود اجناس چینی به خدماتی تبدیل شدن که اطلاع دقیقی از انان ندارم.

4- حلب سازی/ تولید سطل و افتابه- لوله و حتی بعضی از اسباب بازیهای کودکان از قبیل جغ جغه بود. و با ورود پلاستیک سکته قلبی وبه حالت موت افتاد که با رواج کولر ابی یکبار دیگر با تولید کانالهای کولر نفسی تازه کرد ولی بقول بجنوردیها اینهم افاقه نکرد حال نمیدانم با ورود کانالهای فنری این شغل در چه مرحله ای است.

Handy man5-
5-یکی از استثنائی ترین مغازه ها, مغازه ای بود کارش مشابه کار (هندی منی ) در خارج است و هرچی خراب میشد قادر به تعمیر ان بود از قبیل انواع چراغهای نفتی- قفل -چتر- کندن مهر های امضا- درست کردن مهر از سرب یا همان ژتنهای چای برای قهوه خانه ها که بدان اشاره خواهم کرد.


دوره گردها

1-بزازی که طاقه های پارچه های مورد پسند عمومی خانواده ها رابا توجه به مد روز مي فروخت برای مثال :پارچه تنبونی, راه راه درشت ابی رنگ. برای چادری, سفید گلدار ریزو نازک. اینها را در یک چادرشب که رو کولشون حمل مي كرد و ضمن داد زدن تو کوچه ها در جلو یک از منازل که از هر دو طرف کوچه بدان نزدیک بود بساط پهن می‌کرد که ضمن تازه کردن نفس و خستگی, به فروش پارچه ها و خدمات میپرداختند .
معروفترین انها توي بجنورد, سید بزاز بود که اقا هم بهش می‌گفتن. همیشه یک شال سبز به کمر ویک کلاه سبز که با کاموا بافته شده بود بر سرش داشت. سید از مشهد مهاجرت و اجناسش را هم از انجا تهیه میکرد ابتدای ورود یک غرفه در کاروانسرائی در چهارشنبه بازار بعنوان محل سکونت وانباری شروع و سپس دو انباری جلو در کاروانسرا اجاره وبصورت یک فروشگاه دراورد. اواخر بخاطر کهولت سن خواهر زاده اش حسین و سپس حسن را به بجنورد اورد و ابتدا همراه خود با چادر شبهای کوچکتر برای حسن و بزرگتر برای حسین همراه خود در کوچه ها میگرداند و در چندین سال توانست روش اتباطات و روابط عمومی را باین دو جوان اموزش داده و پس از انکه خود در دکه نشست حسن و حسین شغل دوره گردی سید را ادامه دادن .
از خصوصیات بارز سید, صداقت -اخلاق پسندیده و شخصیت والای او بود که در رابطه با دادو ستد با مردم داشت و اجناسشو خیلی راحت نسیه میداد تا هرموقع و هرچقدر میتوانستند بدهي شون را برگردونند. این نوع برخورد سید و متقابلن مردم بجنورد با او باعث شد که اغلب مردم بدهیهای خودشونو میبردن در مغازه به سید تحویل میدادن و اوخر هم که اغلب مریض بود عیادتی هم میکردند.امکان نداشت سید درمنزل کسی میامد و درخواست طلب میکرد. فکر هم نمیکنم کسی حتی یک ریال انرا نداده باشند. این برخورد انسانی سید با اهالی بجنورد باعث شد که خانمها که مشتریان ایشان را تشکیل میدادند راه مغازه را یاد گرفتند وبعد ازمدتی دیگر نیازی نبود حسین و حسن دوره گردی کنند.
در حقیقت اخرین دوره گرد بزاز بجنورد به سید وخواهر زادهاش ختم شد.

2-خرازی
معروفترین خراز دوره گردبجنورد, اقا رمضان خراز بود که با صدائی رسا و گرم و از ساکنین کوچه داروخانه اقای دکتر وثوق بودند.
خرازی رمضان را یک طبق تقریبا 120 در 80 سانت تشکیل میداد که با تسمه چرمی به گردن میانداخت تمام ابزار کوچک خانواده ها از قبیل انگشتری برای دختر بچه ها سوزن انگشتانه- النگو - سنجاق قفلی- شقشقه یا همان جغجغه برای بچه ها- انواع قرقره ها- کشهای تنبون نوارهای خیاطی... در ان زمان با توجه محدودیت خواسته ها چیزی نبود یا خواسته ای نبود در این رابطه که اقا رمضان تو بساطش نداشته باشه ایشان بومی واهل بجنورد بودن.

3-بفشی یا شکسته بندییا چینی بندزن . از حرفه ای های دوره گرد بودند.
اغلب دوره گردهای مهاجر و عبوری بوده که بین دهات و شهرها در حال گذر برای امرار معاش بودن. جلو یکی از منازل بساط پهن کرده و قوری- کاسه و حتی بشقابهای چینی شکسته را بفش میزدند در حقیقت با سیم میدوختند و برای سیل (با پوزش لغت فارسی سیل را نمیدانم) کردن ان از مخلوط مل با سفیده تخم مرغ استفاده میکردند.

4- دوره گرد سفید کار نیز جزو حرفه ای ها بودند
این دوره گردها همانند بفشی کارها گذری بوده و با یک فارسنکه کوچک نفتی کاسه بشقاب ودیگهای کوچک مسی را سفید میکردند.

دوره گردهای هنری

این دوره گردها برای دستمزدی کار نمیکردند ولی از اعانه اهالی نیز روی گردان نبودند .

1- خواننده گان و دراویش را تشکیل میداند که با صدای گرم اغلب در نیمه های شب در مدح معشوقشان میخواندن که طنین صدایشان در سکوت مطلق شبهای بجنورد حال و هوائی داشت این گروه در طول روز, گاهی از منازل درخواست کمک میکردند.

2-توقر / نوازنده نی: باوقار ترین و با شخصیت ترین هنرمندی که صدای نی این نوازنده ي
زبردست در نیمه های شب, شور و حالی به شنونده میداد.
این هنرمند هیچ گاه در منزل کسی را برای دریافت کمک نزد ولی مردم در توان وبضاعت خودشان کمک میکردند هرچند بضاعت عامه مردم ان زمان در حد نزدیک به صفر بود ولی دریغ نمیکردند.
روحش شاد و یادش گرامی باد

3-لاوی حاجی خان / از کمانچه نوازان بواقع هنر مند بجنورد بوده و مهارت این استاد بحدی بود که بجرات میتوان گفت با کمانچه حرف میزد. واین امر باعث شده بود که بچه ها بخاطر خنده ودر عین حال لذت بردن از هنر زیبای این هنرمند در خواست ناسزا توسط کمانچه از این هنرمند میکردند و در صورت عدم اجرای تقاضای کودکان این هنر مند را در شرایطی قرار میدادند که باعث رنجش و بناچار مجبور به ناسزاگوئی با کمانچه میشد و ناسزاهای مادر وخواهر کمانچه ي این هنرمند دلنوازتر از نصیحت دست اندر کاران... بود.
این هنرمند نیز هیچ گاه در منزل کسی را برای درخواست کمک نزد ولی اهالی ضمن احترام در حد بضاعت خودشان بشکلی همکاری و همیاری میکردند ولی برای مجالس زنانه که تو کوچه ها و یا جائی بر پا میشد مینواخت ودست‌مزد مشخصی برای هنرش درخواست نمیکرد و هرچقدر میدادند تشکر میکرد .
روحش شاد.

4- دهل زنها
این نوازندگان از روستا ها بعد از برداشت محصول روانه بجنورد شده ودر کوچه وخیابانها ضمن نواختن به منازل دعوت مي شدن و با بلند شدن صدای دهل از منزلی, اغلب اهالی محل در ان منزل تجمع وبرای ساعتها به رقص وپایکوبی میپرداختند که در مقابل این خدمات نوزاندگان معمولا پول نقد دریافت می‌کردند.


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

اعتماد در كسبه‌ي قديمي
مشاغل قديمي در بجنورد

Archives

2014
2013
2013
2013
2013
2013
2012
2012
2012
2012
2012
2012
2012
2011
2011
2011
2011
2011
2010
2010
2010
2009
2009
2009
2009
2009
2008
2008
2008
2008
2008
2007
2007
2007
2007
2007
2006
2006
2006
2006
2006
2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []