شیندخت و بجنورد

خانه         يادداشت‌های روزانه         > بجنورد <         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

22, 2011 12:10

 

بجنورد دوست‌داشتنی ما 2

 

در بجنورد با مسائل و مشکلات شهری زیادی روبرو می‌شویم که متاسفانه در طول شش سال مرکز استان شدن هم این مشلات رفع نشده است . برای من که ساکن بجنورد نیستم , در هرسفرم به بجنورد , این مشکلات بیش‌تر به چشم می‌خورد. شاید هم‌شهریان ساکن بجنورد به طریقی با آن‌ها کنار آمده‌اند وعادت کرده‌اند.
در این سفر فرصتی پیش آمد تا دیداری با آقای مهندس امانی عضو شورای شهر داشته باشم و چند سوال که مدنظر داشتم از ایشان بپرسم.
با تشکر از آقای امانی برای قرار این دیدار.
برداشت‌هایی از گفتگوی‌مان را بصورت گزارشی تهیه کردم که در زیر می‌خوانید. اشکالاتی اگر در این گزارش وجود دارد به دلیل ضعف نگارش بنده است, به بزرگ‌واری خودتان ببخشید.





اولین سوال من مربوط به اقدام به تخریب "منبع آب" بجنورد که یکی از نمادهای قدیمی شهر است و چندین نسل از این نماد قدیمی خاطره دارند و برای همه بجنوردی‌ها وجود آن ارزش دارد.
از آقای امانی پرسیدم چرا قصد تخریب این نماد را داشتند در حالی‌که در همه کشورها اقدام به نمادسازی برای نسل‌های آینده‌شان می‌کنند ولی ما با داشتن نمادهای قدیمی اقدام به تخریب می‌کنیم؟!
ایشان در پاسخ فرمودند: این سازه قدیمی است و عمرش تمام شده . احتمال خطر برای ساکنین منطقه وجود دارد و بسیاری از ساکنین منبع آب احساس خطر کردند و در این مورد شکایت کرده‌اند.
در جواب گفتم: درست است عمر سازه تمام شده ولی راه حلی بهتر از تخریب وجود نداشت؟ آیا با حفاظ سازی برای این سازه قدیمی نمی‌شود آن‌را حفظ کرد؟
آقای امانی: شورای شهر هم با این تخریب مخالف بودند ولی چون این ملک متعلق به سازمان آب و فاضلاب است, این نهاد تصمیم گیری کردند و خوشبختانه با اعتراض مردم توانستیم از تخریب آن جلوگیری کنیم.

سوال دوم من از آقای امانی در مورد تعریض خیابان‌ها بود. در این چند ساله باوجود افزایش جمعیت و تراکم‌های بی‌رویه که شهرداری در مرکز شهر داده‌ است، ولی هیچ خیابان قدیمی تعریض نشده و خیابان طالقانی بخصوص حدفاصل چهارراه مخابرات ( چهارراه چه کنم) تا چهارراه هفده شهریور (میدان هفده شهریور سابق) شلوغ‌ترین و پرترافیک‌ترین منطقه بجنورد است با توجه به مراکز تجاری و خرید که در این منطقه قرار دارند پارکینگ مناسبی هم وجود ندارد چرا اقدام به تعریض این خیابان نمی‌کنید؟
اقای امانی: در طرح جامع بجنورد هیچ برنامه‌ای برای تعریض خیابان‌ها وجود ندارد چون با توجه به موقعیت‌ها و بافت شهر امکان تعریض وجود ندارد و ما اقدام به ایجاد خیابان‌های جدید به موازات این خیابان‌ها کرده‌ایم و با تعریض کوچه‌های قدیمی این مشکل بزودی حل می‌شود.
گفتم: این درست که کوچه های قدیمی را به موازات خیابان طالقانی به صورت یک‌طرفه درآورده‌اید ولی هنوز این کوچه‌ها شکل و شمایل خیابان را به خود نگرفته‌اند چون در بعضی قسمت‌ها کوچه‌ها تعریض شده‌اند و در قسمتی دیگر هنوز خانه‌های کلنگی که عقب نشینی نکرده‌اند باقی مانده‌اند و این خود مشکل را دوچندان می‌کند. چرا شهرداری سریع عمل نمی‌کند و اقدام به خرید خانه‌های کلنگی و تعریض آن کوچه‌ها نمی‌کنند؟!
آقای امانی: درست است. متاسفانه این اقدام کمی کند پیش می‌رود بخاطر این‌که بودجه شهرداری محدود است و شهرداری گاهی حتا برای حقوق کارمندانش کم می‌آورد. شهرداری مشکل مالی دارد. چون به شهرداری بودجه تعلق نمی‌گیرد و خودش باید تامین کند.

من: اگر این‌طور که شما می‌گویید درست باشد یکی از سوال‌های من در مورد تخریب میادین شهر است و هزینه‌هایی که در بر دارد. با وجودی که مخالف تخریب میادین هستم و علاقه‌مند بودم راه حل بهتری برای مشکل ترافیک پیدا می‌کردید تا تخریب میادین ولی گویا راحت‌ترین راه حل همین تخریب میدان‌هاست و چون مسئله حل ترافیک شهری مهم‌تر است ما هم از خیر میادین زیبای شهرمان می‌گذریم تا این مشکل حل شود ولی با توجه به توضیح شما در مورد کمبود بودجه شهرداری این سوال برای من پیش می آید که اگر شهرداری بودجه ندارد چرا هزینه های زایدی پرداخت می‌کند؟! برای مثال عید در سفرم به بجنورد شاهد بودم که میدان کمربندی فردوسی که به نام " شهید فهمیده" معروف است را باسازی کرده‌اند و ظاهر آن‌را زیبا ساختند. این باعث خوشحالی است که چهره شهر را زیباتر کنیم بخصوص مسیری که مسافرانی به قصد زیارت به مشهد می‌روند و از بجنورد عبور می‌کنند ولی این دفعه همان میدان را که با کلی هزینه بازسازی شده بود, تخریب کردند . یعنی بعد از سه ماه؟!
این اوج بی برنامه‌گی است . مگر خانه ای را که قصد تخریب داریم اول نقاشی می‌کنیم و بعد خراب؟! آیا پروژه‌های شهری یک شبه و بدون برنامه‌ریزی صورت می‌گیرد؟!
آقای امانی: کاملن به شما حق می‌دهم. من به دوستان می‌گفتم به زودی صدای شهروندان جهت این تخریب‌ها بلند می‌شود. خوشحالم که شما اعتراض کردید تا من به دیگر دوستان بگویم که حدس من درست بود. متاسفانه مشکل دلیل نبود مدیریت واحد است. طرح بازسازی و زیباسازی میادین به عهده واحد زیباسازی شهرداری است و طرح تخریب میادین به واحد ترافیک شهری که زیر نظر استانداری است. این دو مستقل عمل می‌کنند و این مشکلات هم وجود دارد
پرسیدم: یعنی شهرداری نمی‌تواند با استانداری هماهنگ کند تا جلوی هزینه‌های اضافی گرفته شود؟!
آقای امانی: ما طرح مدیریت واحد را درخواست کردیم و به مجلس هم ارائه داده‌ایم ولی هنوز در این زمینه اقدامی نشده است.

یکی دیگر از سوال‌های من از آقای امانی در باره برنامه‌های شورای شهر برای ساخت اماکن تفریحی بود چون بجنورد باوجود داشتن گردشگاه‌های طبیعی زیاد ولی فقط دو محل بش‌قارداش و شهربازی قابل استفاده برای هم‌شهری‌های عزیز است و باباامان هم چون محل اطراق مسافرین است کمتر شهروندان از آنجا استفاده می‌کنند.
به آقای امانی در مورد بش‌قارداش گفتم که چرا بافت قدیم آن‌را بهم زده‌اند و آن‌جا که یک محل قدیمی و تاریخی بود را بازسازی و به شکل پارکی با ظاهر جدید مثل بسیاری از پارک‌های نوساز دراورده‌اند؟
ایشان فرمودند: بش‌قارداش با ظاهر جدیدش بسیار بهتر از قبل شده و مردم راضی هستند چون در گذشته آن مکان امنیت نداشته و محل تجمع اراذل و اوباش بوده و خانواده‌ها نمی‌توانستند استفاده کنند ولی الان پارک زیبایی شده که محل خوبی برای تفریح خانواده‌هاست
گفتم: ولی محل سرویس‌های بهداشتی که منجر به پارک است و بوی بد آن باعث شده که از آن پارک زیبا استفاده نشود.
ایشان گفتند در این مورد پی‌گیری میکنند تا مشکل حل شود.
البته من با نظر آقای امانی در مورد بازسازی بش‌قارداش به این شکل جدید نیستم چون چاره کار برای جلوگیری از ورود اراذل و اوباش ( که هنوز هم نتوانستن کنترل کنند و گاهی وجود آن‌ها در جمع خانواده‌ها مشهود است و باعث مزاحمت ) تغیر شکل بافت بش‌قارداش نبود این به مدیریت آن‌جا مرتبط است نه شکل ظاهری!

ایشان در مورد برنامه‌های آتی شهرداری برای ساخت محل‌های جدید تفریحی گفتند: یکی از آن‌ها بازسازی مهمان‌سرای جهانگردی است و با طرحی که پیش رو است در آن محل، سینما با چندین سالن فیلم- مجموعه پارک آبی- رستوران گردان و ... ساخته می‌شود که امیدوار بودند در آینده نزدیک بهره‌برداری شود و ایشان از عدم مشارکت هم‌شهری‌ها گله داشتند و در این مورد مجبور به مشارکت از دیگر استان‌ها شدند.
البته در حال حاضر مهمان‌سرا تخریب شده و تا ساخت این مجموعه که کمی هم برای ما رویایی و غیرقابل قبول به نظرمی‌آید ، شاید مدت طولانی باید صبر کرد. هرچند آقای امانی گفتند این پروژه سه ساله است.

اقدام دیگر در مورد ساخت " پارک جنگلی دوبرار" در ورودی بجنورد از غرب است که پشت میدان بار بجنورد قرار دارد. ایشان فرمودند: " دوبرار" درواقع " بام بجنورد" محسوب می‌شود و چشم‌انداز زیبایی دارد. برنامه‌هایی در دست اجراست تا این منطقه، محل تفریحی جدیدی برای شهروندان و مسافران باشد.
متاسفانه من فرصت نکردم از نزدیک به " پارک دوبرار" سر بزنم و عکس بی‌اندازم. امیدوارم در سفرهای بعدی.


در حاشیه:
نکته‌ای را یادم رفت به آقای امانی بگویم آن‌هم تعطیل کردن شهربازی راس ساعت 12 شب است. در گرمای تابستان که خانواده‌ها برای استفاده از نسیم خنک شبان‌گاهی از این محل استفاده می‌کنند و معمولن هم بعداز ساعت 9 شب به آن‌جا می‌روند، آیا تعطیل کردن این مکان با خاموش کردن چراغ‌ها در ساعت دوازده شب ,کار درستی است؟!
امیدوارم در این مورد هم تجدید نظر کنند.

بعد از صحبت کردن با آقای امانی برای گرفتن عکس به منبع آب رفتم . در آن‌جا با آقای غلامعلی وحدانی رشوانلویی که دکه‌دار قدیمی هستند آشنا شدم و با ایشان صحبت کردم . طبق گفته ایشان سی وپنج سال در زیر منبع آب دکه دارند و به نوعی نسبت به منبع آب احساس تعلق خاطر دارند.
از آقای وحدانی پرسیدم: آیا ساکنین محل تقاضای تخریب منبع آب را داشتند؟
آقای وحدانی: نه. دروغه. ساکنین وقتی دیدند منبع آب را خراب می‌کنند به شهرداری ریختند و اعتراض کردند. امضا جمع کردیم. هیچ کس راضی نیست منبع آب خراب شود.
این منبع قدیمی زمانی برای مردم بجنورد آب‌رسانی می‌کرد و باارزش بود. خود من هرروز شیرفلکه آن‌را باز می‌کردم. یک هفته طول کشید تا آب این منبع را تخلیه کردند. چرا شهرداری همه جاهای قدیمی شهر ما را خراب می‌کند؟ هیچ کس راضی نیست. مردم باید یادگارهای قدیمی شهر را حفظ کنند.
آقای وحدانی با صداقت و علاقه خاص یک شهروند در مورد این نماد قدیمی شهرمان صحبت می‌کردند. هنگامی که خواستم از ایشان عکس بی‌اندازم از من خواستند که عکس "زنده یاد آبچوری " که پشت شیشه دکه بود هم در عکس بی‌افتد.




عکس قدیمی از ورزش‌کاران بجنوردی که آقای وحدانی پشت شیشه دکه‌اش زده بود. از بین این اشخاص من فقط زنده‌یاد آقای صدراتی را شناختم که مربی تیم بودند،شناختم .

جواب‌های آقای امانی از نظر من مسئولانه و توجیه کردن کارها بود. من به عنوان یک بجنوردی نمی‌توانم این جواب‌ها را بپذیرم ولی امیدوار هستم با پی‌گیری شهروندان بجنوردی، مسئولان شهرداری و شورای شهر به جای توجیه کارها , اقدامات مفید و سازنده انجام دهند.
خواهشی از هم‌شهریان عزیز ساکن بجنورد دارم و آن توجه به مسائل و مشکلات شهری و پی‌گیری و سوال از مسئولین است. این باعث می‌شود مسئولین بی‌تفاوت از آن نگذرند. حتا اگر تاثیر کمی داشته باشد ولی بی‌نتیجه نیست.
امیدوارم شهر دوست داشتنی ما جای‌گاه واقعی خودش را پیدا کند و همان‌طور که در ذهن و دل ما یک شهر زیبا و پرخاطره است , مرکز استانی زیبا با امکانات رفاهی برای همه شهروندان باشد.


15, 2011 12:30

 

بجنورد دوست‌داشتنی ما 1

 

در هرسفرم به بجنورد تغییراتی را در آن‌جا حس می‌کنم. این تغییرات بیش‌تر تخریب گذشته‌ها و خاطراتی است که از بجنورد داشتم و خیابان‌ها و ساختمان‌های جدیدی که جای آن‌ها ساخته شده و چهره بجنورد را روزبه‌روز برای من غریبه‌تر می‌کند.
در یک روز جمعه از خیابان‌های خلوت بجنورد عکس‌هایی به یادگار گرفتم. برای ثبت جاهایی که از گذشته باقی مانده و هنوز تخریب نشده‌اند و هم برای دوستانی که سال‌هاست از بجنورد دور هستند و دل‌تنگ خیابان‌های بجنورد.
گردش من از ورودی شهر از سمت غرب به طرف شمال و سپس شرق بجنورد است.
ره‌آورد من را از سفرم به بجنورد بپذیرید.

خیابان ورودی شهر از سمت غرب ( از سمت تهران به مشهد) که به "خیابان نیروگاه" معروف است.


مغازه‌هایی که در ورودی شهر قرار دارند اغلب سوقات بجنورد، یعنی آبنبات‌های( شکرپنیر) معروف و خوش‌مزه بجنورد را به مسافرین عرضه می‌کنند.

این نی‌زار، تنها باقی‌مانده از خندق قدیمی بجنورد که در واقع سیل‌گیر بوده است که بزودی آن‌ها هم ازبین می‌روند چون خندق درحال بازسازی است.


خندق بجنورد که درحال بازسازی است. قسمتی از این خندق به‌صورت پارک در آمده به نام" پارک آفرینش" . شاید مسئولان شهرداری آن‌قدر اطمینان دارند که شرایط جوی بجنورد دیگر مانند گذشته نخواهد بود و سیلی نخواهد آمد که شهر نیاز به خندق یا سیل‌گیر داشته باشد.


ترکمن‌های منطقه جرگلان در خیابان‌های بجنورد به وفور دیده می‌شوند، بخصوص در خیابان چهارشنبه بازار و خیابان نیروگاه


میدان دولت اولین میدان ورودی شهر از غرب ( از سمت تهران به مشهد)
از سمت جنوب، این میدان به "پارک آفرینش" و "کمربندی قدیم" بجنورد متصل است و از سمت شمال به خیابان جدیدی به نام "خیابان دولت"

خیابان دولت

میدان استانداری
این میدان از سمت غرب به فرودگاه منتهی می‌شود و از سمت شرق به خیابان طالقانی (ششم بهمن سابق)

خیابان نادر
این خیابان قدیمی از معدود خیابان‌هایی‌ست که هم نام قدیمی‌اش را حفظ کرده و هم بافت قدیم را.
زیرا این خیابان قدیمی تنها خیابان عریضی بود که در گذشته به صورت اصولی ساخته شده و نیاز به عقب‌نشینی و بهم خوردن ترکیب ظاهری خیابان نداشته است.

چهاراه ژاندارمری

چهاراه امیریه
در گذشته به جای این بیلبورد ساختمان قدیمی شهربانی بجنورد قرارداشت که از ساختمان‌های قدیمی و نمادین شهر بود و متاسفانه تخریب شد.

خیابان امیریه جنوبی که به نام شهید رضا امامی نام‌گذاری شده


چهارراه چه‌کنم که امروزه به چهارراه مخابرات هم مشهور است.
قدیمی‌ترین چهارراه است که در مرکز بجنورد قرار دارد و چندین نسل از این چهارراه خاطرات زیادی دارند. به‌خصوص آقایان. زیرا درگذشته این چهارراه پاتوق جوان‌ها بود

پیاده‌روهای چهارطرف چهارراه هم‌راه با سرعت‌گیرهای این چهارراه از بتن منقش است که پروژه این کار را پسرم بهبود و شرکایش در اولین پروژه خود از "شرکت کارستون" به هم‌راه شرکای یونانی در بجنورد انجام دادند.
کار بسیار زیبا و بادوامی‌ست که خوش‌بختانه هنوز باقی مانده و شهرداری تخریب نکرده است.


پژوهش‌کده معلم
بعد از تخریب سینما شهرزاد در خیابان شریعتی جنوبی(شاه سابق) در محل سینما ساخته شده است.
این بنا متعلق به آموزش و پرورش است که کتاب‌خانه‌ای در داخل آن فعال است .


مجتمع دوچنار
نام این مجتمع از دوچناری که در خیابان شریعتی(شاه سابق) قرار داشت گرفته شده. یکی از چنارهای قدیمی خشک شد و از بین رفت ولی تک چنار باقی‌مانده حفاظت شده است و به ثبت رسیده.
امیدوارم بچه‌هایی که در این مجتمع رشد می‌کنند درمورد این دوچنار و علت نام‌گذاری مجتمع‌شان را جویا باشند.

خیابان شریعتی جنوبی(شاه سابق)

میدان کارگر یا دروازه قبله ( میدان کورش کبیر سابق)


از میدان کارگر به طرف بلوار در نبش خیابان امام خمینی ( پهلوی سابق) روبروی کوچه معصوم‌زاده، خانه‌ی قدیمی قراردارد که در محل، به خانه "مرحوم حاجی همتی" معروف است.
این‌جا قبلن خانه پدربزرگ پدریم بوده. همیشه دوست داشتم داخل این خانه را قبل از تخریب ببینم و بارها رفتم و موفق نشدم. این‌بار خوشبختانه موفق شدم و با اجازه ساکنین آن عکس‌هایی گرفتم.

پدرم دوران کودکی و نوجوانیش را در این خانه گذرانده

در این قسمت ساختمان، آب انبار و زیرزمین قرار داشته

نمایی دیگر از خانه کودکی‌های پدرم

این کوچه بن‌بست هم کوچه خاطرات کودکی من است. این کوچه که بن‌بست گوهر نام دارد در خیابان شریعتی شمالی (شاه سابق) قرار دارد.
در این کوچه فقط دو خانه قدیمی از گذشته باقی‌مانده است و بقیه تخریب شده‌اند و خانه‌های نوساز جای‌گزین آن‌ها شده‌اند. خانه‌ای که در انتهای بن‌بست قراردارد، خانه عموی پدرم است .
عمو و زن عموی پدرم که ما آن‌ها را از قول پدرم، آق عمو (آقا عمو) و خان‌جان(خانم‌جان) صدا می‌زدیم، حکم پدربزرگ و مادربزرگ را برامون داشتند و دارند.
آق عمو حدود سی ساله که فوت کرده ولی خان‌جان هنوز زنده هستند و دوست داشتنی.
خانه باصفای آن‌ها ،خانه خاطرات کودکی‌های من بود.
برای خان‌جان سلامتی و طول‌عمر آرزو دارم و آق عموی عزیز هم روحش شاد.

وقتی از خانه کودکی پدرم خارج شدم به‌طور تصادفی با آقای حصاری‌مقدم (وبلاگ بجنوردان) برخورد کردم. ایشان وقتی متوجه شدند من در حال عکس گرفتن از بجنورد برای سایت هستم من را به دیدن ساختمان قدیمی "دبستان سنایی" واقع در "کوچه بهار" که در همان خیابان بود، دعوت کردند.
توضیحاتی که در زیر در باره دبستان سنایی نوشته شده، آقای حصاری‌مقدم قبول زحمت کردند و برای من فرستادند.
با تشکر از راهنمایی‌ها و توضیحات خوبشان





دبستان سنایی
از اولین سال تاسیس این مدرسه اطلاع دقیقی در دست نیست. اما دردهه‌ی 30 درحیاطی قدیمی واقع در انتهای کوچه‌ی سعدی ( پایین‌تراز دروازه قبله یا همان میدان کارگر) با تعداد نه چندان زیادی از دانش آموزان شروع به کار کرد. پس از مدتی ، به ابتدای کوچه‌ی برق یا فخران نقل مکان کرد که این حیاط هم اجاره‌ای بود . پس از چند سال ، به کوچه‌ی اخوان که فاصله چندانی با هم نداشتند ، نقل مکان کرد .
درسال 47 دبستان سنایی از کوچه‌ی اخوان به کوچه‌ی بهار کوچ کرد و حدود شش سال درآن جا ساکن شد. این مدرسه به دلیل واقع شدن در کنار باغی بزرگ ، از هوای خوبی برخوردار بود.
این ساختمان قدیمی نمایی آجری دارد ، پوشش سقف آن از جنس فلزی شیروانی است و از دو قسمت شمالی و جنوبی درست شده است که یکی -دو کلاس هم به دلیل قرار گرفتن در ضلع جنوبی ، برای آموزش استفاده می‌شد.
در کنار این کلاس‌ها ، اتاقک کوچکی به نام فروشگاه وجود داشت که در زمان زنگ تفریح ، به بچه‌ها خوراکی می‌فروخت که فروش آن به عهده‌ی خدمت‌گزار دبستان بود.
قسمت شرقی مدرسه در زمستان‌های سرد آن روزها ، به دلیل آفتاب‌گیر نبودن ، و یخ زدن برف‌ها ، برای سرسره بازی بچه‌ها، بسیارمورد توجه واقع می شد.
داخل ساختمان از چند اتاق کوچک تشکیل شده است که قسمتی هم به انباری اختصاص داده شده بود .
تقریبا هر روز ، دانش‌آموزانی را برای تنبیه به این محل تاریک می‌فرستادند و یقیه هم به وسیله چوب‌های نازک درخت آلبالو تنبیه می‌شدند. این چوب‌ها توسط آموزگار مردی تهیه می‌شد که مسیر آمدنش به مدرسه از بلوار فعلی می ‌گذشت و هرصبح عده‌ای به دلایل مختلف باید چوب می‌خوردند.

اسامی تعدای از مدیران و کارکنان این آموزشگاه به شرح ذیل می‌باشد:

مدیر: آقای حاج محمود فرزندیان وبعدها ، آقای محمود وحدت و دردهه‌ی 50 ،آقای علی اکبر اصفهانی بودند.
معاونین به ترتیب،آقای حامی و رضا قلی زاده

آموزگاران:
کلاس اول، زنده یاد مهین اخلیان
دوم، زهرا نبی‌زاده
سوم ؛
چهارم ،آقای مشهدی
پنجم، خانم مودی و بقیه افرادی بودند که در دونوبت صبح و بعدازظهر به تدریس مشغول بودند.
خانم ها، موشیخیان ، عضدالملکی، قزوینی ، علوی ،قنادزاده،
آقایان ، سلطانی، ذوقی ، موحد


این اتاق در گذشته محل کلاس اول آقای حصاری‌مقدم بوده است.

با توضیحاتی که صاحب‌خانه، آقای غلامی دادند، این ساختمان راسرهنگ وحدت ساخته و معماری این ساختمان به‌صورتی است که در آن هیچ ستونی به عنوان پایه ساختمان بکار نرفته است.

آن ساختمان مسکونی با در و پنجره‌هایی از جنس چوب، شکل زیبایی به خود گرفته بود.
و ایوانی از جنس سنگ‌ریزه‌های رنگی که به زیبایی آن افزوده بود. پله های این ایوان با رویه ای از جنس سخت؛ شکل قشنگی به آن بخشیده بود .


درخت بزرگ پر از توت در وسط حیاط خودنمایی می‌کرد . این درخت در زمانی که این محل مدرسه ابتدایی بوده، وجود نداشته است

بعد از دبستان سنایی، هم‌راه آقای حصاری‌مقدم به کوچه سعدی و خانه پدری ایشان رفتیم.

آقای حصاری‌مقدم در گذشته در مورد کوچه سعدی مفصل نوشته‌اند که لینک مطلب ایشان را در این‌جا و این‌جا بخوانید


کوچه سعدی از یک سمت به خیابان شهید (شاه‌رضای سابق) و از سمت دیگر به خیابان هفده شهریور( 25 شهریور سابق) وصل است.


خانه کودکی‌های آقای حصاری‌مقدم. خانه‌ای پراز خاطره در کوچه خاطره‌های ایشان.


هروقت پیرزنی می‌بینم ناخودآگاه به سمتش کشیده می‌شوم و سلام و احوال‌پرسی می‌کنم. شاید چون آن‌ها من را به یاد مادربزرگم که خیلی دوستش داشتم، می‌اندازند.
این خانم، "خانم شادمانی "نام داشت و اصلیت‌شان سبزواری بود. از ایشان اجازه گرفتم برای عکس انداختن . با مهربانی تمام اجازه دادند و جلوی دوربین ژست گرفتند .
امیدوارم سال‌های زیادی سلامت و شادمان مانند فامیلی قشنگ‌شان زندگی کنند.


خانه قدیمی در کوچه سعدی که هنوز از کلنگ مجتمع سازان در امان مانده است.


آپارتمان نوساز درکنار خانه قدیمی در کوچه سعدی
این نمایی از بسیاری کوچه‌های قدیمی بجنورد است. ساختمان‌های جدید در کنار خانه‌های قدیمی.
ساختمان‌های نوساز با عقب ‌نشینی باعث عریض شدن کوچه شده‌اند و خانه‌های قدیمی که هنوز باقی مانده‌اند و طرح عقب‌نشینی را انجام نداده‌اند و باعث شده‌اند که کوچه‌ها چهره زشتی پیدا کنند.


باغ قدیمی که در انتهای کوچه سعدی قرار دارد و متعلق به خانواده آقای مین‌باشی است. این باغ زیبا، نمای باصفایی به این کوچه قدیمی بخشیده است


در انتها دو عکس از جاده بدرانلو که محل پیک‌نیک هم‌شهری‌های عزیز است می‌گذارم.

تاکستان‌های بدرانلو از زیباترین باغ‌های اطراف بجنورد است و انگورهای پاییزه آن که به انگور کلاه‌داری معروف است جزو خوشمزه‌ترین انگورها در ایران.





 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

بجنورد دوست‌داشتنی ما 2
بجنورد دوست‌داشتنی ما 1

Archives

2014
2013
2013
2013
2013
2013
2012
2012
2012
2012
2012
2012
2012
2011
2011
2011
2011
2011
2010
2010
2010
2009
2009
2009
2009
2009
2008
2008
2008
2008
2008
2007
2007
2007
2007
2007
2006
2006
2006
2006
2006
2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []