شعر زیبای یار وفاسه به زبان ترکی بجنوردی را آقای عبدالله مدحت در سال 1372 سرودهاند که با تار اجرا میشود.
برگردان فارسی و ارسال از آقای حصاریمقدم است.
قاش قره گئز یالان دئدنگ خنه له اباد یالان دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی
گئزلرنگ گئزمه دیشده،ایریم تی دن اتال د
چشمانت به چشمانم افتاد ، دلم از ته ( درون ) آتش گرفت
قاش قره گئز،منه باخ دنگ،ایریم بیردن اتال د
چشم ابرو سیاه به من نگاه کردی ، دلم به ناگه آتش گرفت
یادنگ د – د منه دئدنگ هم میشه یادنگ د بارم
یادت هست به من گفتی ، همیشه به یادت هستم
قاش قره گئز یالان دئدنگ،خنه له اباد یالن دئدنگ
چشم ابرو سیاه ، خانه آباد دروغ گفتی
بیر برنن گدردی هایره،یادنگ د – د چق قر باغه
با همدیگر میرفتیم یادت هست کجا ؟ به چقرباغ ( باغ گود )
طار مییه - ایش درخته - کئنه کنه اخر داغه
به طارمی - سه درخت – شهر کهنه – کوه آخر داغ
یادئنگ د- د منه دئدنگ هم میشه یادنگ دبارم
یادت هست به من گفتی همیشه به یادت هستم
قاش قره گئز یالان دئدنگ،خنه له اباد یالان دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی
بیربرنن گدردی هایره،یادنگ د - د چر مغانه
با همدیگر میرفتیم یادت هست کجا ؟ به چهار مغان
تیتستانه و بش قارداشه - چلی له باغ و بامانه
توتستان و بش قارداش – باغ حلبی به بابا امان
یادنگ د- د منه دئدنگ هم میشه یادنگ د بارم
یادت هست به من گفتی همیشه به یادت هستم
قاش قره گئز یالان دئدنگ خنه له اباد یالان دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی
بیر برنن گدردی هایره،یادنگ د- د باموسایه
با همدیگر میرفتیم یادت هست کجا ؟ به کوه بابا موسی
دوبرار وصدراباد و سیب دال له باغه
به دوبرار و صدر آباد و به باغی که سپیدار دارد
یادنگ د- د منه دئدنگ هم میشه یادنگ د بارم
یادت هست به من گفتی همیشه به یادت هستم
قاش قره گئز یالان دئدنگ،خنه له اباد یالان دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی
بیر برنن گدردی هایره،یادنگ د- د کیچه باغه
با همدیگر میرفتیم یادت هست کجا ؟ به کوچه باغ
منطقه - قرنقه دالان- فرزه باغ و شاق قیه
منطقه – دالان تاریک – باغ فرحزاد و شاقه
یادنگ د- د منه دئدنگ هم میشه یادنگ د – د بارم
یادت هست به من گفتی همیشه به یادت هستم
قاش قره گئز یالان دئدنگ،خنه له اباد یالانگ دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی
بیر برنن گدردی هایره، یادنگ د- د قوزله باغه
با همدیگر میرفتیم یادت هست کجا ؟ باغ گردویی
شئد قلی خان و منظره- توپنگ ایاغه،ایچریه
شط قلی خان و برج منظر ، پای توپ و ساختمان داخلی
یادنگ د- د منه دئدنگ هم میشه یادنگ د بارم
یادت هست به من گفتی همیشه به یادت هستم
قاش قره گئز یالان دئدنگ،خنه له اباد یالان دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی
بیر گئجه لنگر ایمام د، النگه قی دنگ الم-د
یک شب در امامزاده لنگر، دستت را در دستم گذاشتی
بیر داملاق یاش گئز لرنگ دن سو ویشده قشنگ دو داغنگه
یک قطره اشک از چشمانت بر روی لبهای زیبایت لغزید
شو حالت د منه دئدنگ، ائلنجه یادنگ د بارم
در همان حالت به من گفتی ، تا هنگام مرگ به یادت هستم
قاش قره گئز یالان دئدنگ خنه له اباد یالانگ دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی