شیندخت و بجنورد

خانه         يادداشت‌های روزانه         > بجنورد <         اشعار ترکی         آشپزخانه         فوتوبلاگ

25, 2008 11:40

 

یار وفاسه ( وفای یار ) / عبدالله مدحت

 

شعر زیبای یار وفاسه به زبان ترکی بجنوردی را آقای عبدالله مدحت در سال 1372 سروده‌اند که با تار اجرا می‌شود.
برگردان فارسی و ارسال از آقای حصاری‌مقدم است.


قاش قره گئز یالان دئدنگ خنه له اباد یالان دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی

گئزلرنگ گئزمه دیشده،ایریم تی دن اتال د
چشمانت به چشمانم افتاد ، دلم از ته ( درون ) آتش گرفت

قاش قره گئز،منه باخ دنگ،ایریم بیردن اتال د
چشم ابرو سیاه به من نگاه کردی ، دلم به ناگه آتش گرفت

یادنگ د – د منه دئدنگ هم میشه یادنگ د بارم
یادت هست به من گفتی ، همیشه به یادت هستم

قاش قره گئز یالان دئدنگ،خنه له اباد یالن دئدنگ
چشم ابرو سیاه ، خانه آباد دروغ گفتی

بیر برنن گدردی هایره،یادنگ د – د چق قر باغه
با هم‌دیگر می‌رفتیم یادت هست کجا ؟ به چقرباغ ( باغ گود )

طار مییه - ایش درخته - کئنه کنه اخر داغه
به طارمی - سه درخت – شهر کهنه – کوه آخر داغ

یادئنگ د- د منه دئدنگ هم میشه یادنگ دبارم
یادت هست به من گفتی همیشه به یادت هستم

قاش قره گئز یالان دئدنگ،خنه له اباد یالان دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی


بیربرنن گدردی هایره،یادنگ د - د چر مغانه
با هم‌دیگر می‌رفتیم یادت هست کجا ؟ به چهار مغان

تیتستانه و بش قارداشه - چلی له باغ و بامانه
توتستان و بش قارداش – باغ حلبی به بابا امان

یادنگ د- د منه دئدنگ هم میشه یادنگ د بارم
یادت هست به من گفتی همیشه به یادت هستم

قاش قره گئز یالان دئدنگ خنه له اباد یالان دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی

بیر برنن گدردی هایره،یادنگ د- د باموسایه
با هم‌دیگر می‌رفتیم یادت هست کجا ؟ به کوه بابا موسی

دوبرار وصدراباد و سیب دال له باغه
به دوبرار و صدر آباد و به باغی که سپیدار دارد

یادنگ د- د منه دئدنگ هم میشه یادنگ د بارم
یادت هست به من گفتی همیشه به یادت هستم

قاش قره گئز یالان دئدنگ،خنه له اباد یالان دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی

بیر برنن گدردی هایره،یادنگ د- د کیچه باغه
با هم‌دیگر می‌رفتیم یادت هست کجا ؟ به کوچه باغ

منطقه - قرنقه دالان- فرزه باغ و شاق قیه
منطقه – دالان تاریک – باغ فرحزاد و شاقه

یادنگ د- د منه دئدنگ هم میشه یادنگ د – د بارم
یادت هست به من گفتی همیشه به یادت هستم

قاش قره گئز یالان دئدنگ،خنه له اباد یالانگ دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی

بیر برنن گدردی هایره، یادنگ د- د قوزله باغه
با هم‌دیگر می‌رفتیم یادت هست کجا ؟ باغ گردویی

شئد قلی خان و منظره- توپنگ ایاغه،ایچریه
شط قلی خان و برج منظر ، پای توپ و ساختمان داخلی

یادنگ د- د منه دئدنگ هم میشه یادنگ د بارم
یادت هست به من گفتی همیشه به یادت هستم

قاش قره گئز یالان دئدنگ،خنه له اباد یالان دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی

بیر گئجه لنگر ایمام د، النگه قی دنگ الم-د
یک شب در امام‌زاده لنگر، دستت را در دستم گذاشتی

بیر داملاق یاش گئز لرنگ دن سو ویشده قشنگ دو داغنگه
یک قطره اشک از چشمانت بر روی لب‌های زیبایت لغزید

شو حالت د منه دئدنگ، ائلنجه یادنگ د بارم
در همان حالت به من گفتی ، تا هنگام مرگ به یادت هستم

قاش قره گئز یالان دئدنگ خنه له اباد یالانگ دئدنگ
چشم ابرو سیاه دروغ گفتی ، خانه آباد دروغ گفتی


12, 2008 11:45

 

حاج عبدالحسین قرایی

 

در خیابان بهشتی کنار حمام برلیان مغازه کوچک خرازی قدیمی وجود دارد که در آن هر چیزی که بخواهید پیدا می‌شود یک خرازی عتیقه یا موزه‌ای از اجناس خرازی! اجناس این معازه عتیقه‌های باارزشی نیستند ولی *صاحب این مغازه باارزش و گران‌بهاست و می‌شود گفت باارزش‌ترین عتیقه این مغازه!

در گشت وگزارم در خیابان بهشتی به‌طور اتفاقی مغازه آقای قرایی را پیدا کردم و با ایشان آشنا شدم و یک ساعتی با ایشان صحبت کردم . حاصل صحبت‌هایم با آقای قرایی که بصورت پراکنده از این‌ور و آن‌ور بود را این‌جا بخوانید.

حاج عبدالحسین قرایی متولد 1298 می‌باشد.آقای قرایی گفتند: بخاطر سربازی اجباری در زمان رضا شاه پدرم چهار قران داد تا سن من راچهارسال کم کنند یعنی به ازای هر سال یک قران و من به سربازی نرفتم.

گفتند وقتی مغول‌ها حمله کردند طاغای از وابستگان چنگیز به یک آبادی حمله می‌کند در آن آبادی مردم برای طاغای شتر و گاو قربانی می‌کنند و احترام می‌گذارند. طاغای خانه‌ها را خراب می‌کند. مردم آبادی می‌پرسند: خانه‌هایمان را خراب کردید خودمان را هم می‌کشید؟ طاغای می‌گوید نه شما برایم عزیز هستید چون برایم قربانی کردید از همان موقع اسم آن آبادی "روستای عزیز" می‌شود. مردم می‌گویند پس ما کجا زندگی کنیم؟ طاغای به ترکی می‌گوید: " ینگه دَن قلعه تاشلین" اسم روستای "ینگه قلعه" هم از این‌جا آمده.

در مورد محله‌های قدیم بجنورد گفتند:
دولو محله که از دُلی خان مغول گرفته شده یک عده دام‌دار در این محله زندگی می‌کردند (در خیابان شاه قدیم بالاتر از چه‌هاراه چه کنم)
ساربان محله که یک عده شتردار در این منطقه زندگی می‌کردند ( در چهارشنبه بازار فعلی)
بربر محله یک عده بربر در این منطقه زندگی می‌کردند ( کوچه محقر)
در مورد اسکان گزینی این گروه‌ها توضیح دادند که: در زمان یارمحمد خان چون ترکمن‌ها به بجنورد حمله می‌کردند از سیاست‌های یارمحمد خان این بود که به این گروه‌ها زمین می‌داد تا برای حفظ زمین خودشان در برابر ترکمن‌ها مقاومت کنند. یارمحمد خان معتقد بود که این‌ها برای حفظ زمین‌شان حاضر می‌شوند از جان خود و زن و فرزندان‌شان هم بگذرند و به این طریق بجنورد را در برابر حمله ترکمن‌ها حفظ کرد.


آقای قرایی باوجودی که فقط دو کلاس مکتبی سواد دارند ولی شعرهای بسیار زیبایی سرودند. اولین شعر را برای پسر مرحوم‌شان سرودند:

دیدی ای دل که مرا رشته دل‌دار کشید
سوی می‌خانه مرا آن بت عیار کشید
یک دوپیمانه زدیم در شب آدینه ز مشق
شحنه بانگی زد مارا سوی دار کشید
هم‌چون منصور سردار ندایی خوش بگفت
چون قرائی بشنید نعره بسیار کشید
دیگری گفت چرا ناله جان‌سوز کشید
گفت گو پس چه کنم رشته دل یار بکشید

این هم یک شعر ترکی بجنوردی از آقای قرایی

قزلر گلن‌ده والا
شکر و قندده والا
قشری دَیل‌ده و جا‌ن‌ده
سرو چمن‌دِه والا
شاد اِیلسم یِرِ بار
بویه بلندده والا
آنا یا باخ قِزَه باخ
سبز دَمَن‌ده والا
دِدِم عروس ایله سَن
گردم نه من‌ده والا
سیر اِله سن اصل نه
یخدر کمنده والا
جان و دل وِر سن قزَه
یاخشه سمند ده والا

پ.ن: تمام گفته‌های آقای قرایی را عینن این‌جا گذاشتم این گفته‌ها شاید سندیت نداشته باشد و تشبیه‌هات و شاخ و برگ اضافی در این گفته‌ها باشد ولی به نظر من جالب بود .
در مورد ریشه اکراد و اتراک بجنوردی پرسیدم، گفتند: ترک‌ها ریشه مغول دارند و کردها هم که تبعید شدگان کرد هستند ولی تناقضی که در این گفته‌ها بود در مورد "یارمحمد خان" که گفتند از نوادگان "دُلی خان مغول" بودند و باز در جایی "یار محمد خان" را از کردها گفتند در این مورد اگر دوستان اطلاعات دقیق‌تر ی دارند لطفن برایم ایمیل کنند. ممنون می‌شوم.


* آقای قرایی مجموعه‌ای از داستان‌های قدیمی را گردآوری کرده‌اند که در مقابل نوشته‌هایشان از من پول خواستند و چون در مورد سایت و اینترنت آشنایی نداشتند و من‌هم نتوانستم ایشان را متقاعد کنم که برای این نوشته‌هایشان من پولی گیرم نمی‌آید که بخواهم هزینه کنم و برای گرفتن نوشته‌های‌شان اصراری نکردم. همین‌قدر که به من وقت دادند و با ایشان صحبت کردم ازشان تشکر می‌کنم.
امیدوارم عمر با عزت همراه با سلامتی داشته باشند.


 
 

 

 

Links

بانک اطلاعاتی بجنوردی‌ها

Recent

یار وفاسه ( وفای یار ) / عبدالله مدحت
حاج عبدالحسین قرایی

Archives

2008
2008
2008
2008
2008
2007
2007
2007
2007
2007
2007
2006
2006
2006
2006
2006
2006

Logo


 

 

هرگونه برداشت از مطالب يا تصاوير اين وب‌لاگ بدون ذکر نام و آدرس ماخذ ممنوع است.
 
شراره انصاری
 

 

کليه‌ی حقوق اين سايت متعلق به شيندخت‌دات‌کام می‌باشد
 [ای‌ميل به سايت]  [ارسال اين صفحه به دوستان ]  []