در گوشه و کنار زادگاه کوچکم، بجنورد ، کسانی هستند که به بجنورد و فرهنگ و زبان آن علاقه دارند و برای زنده نگهداشتن این فرهنگ تلاش میکنند، انسانهای بیادعایی که در سکوت گنجینه بسیار باارزشی را گردآوری میکنند. یکی از آنها که افتخار آشنایی با ایشان را پیدا کردم، آقای " احسان حصاری" است.
در نیروگاه ، در گاراژی قدیمی و در گوشه فروشگاه لوازم ماشین، "آقای احسان حصاری" در لحظههای فراغتشان که زیاد هم نیست، مجموعهای از ضربالمثلها- شعرها و حکایات به زبان ترکی بجنوردی را جمع آوری کردند. ایشان با تلاش و زحمت فراوان آنها را جمعآوری و فیشبرداری کردند. کار بسیار باارزشی که ایشان امیدوارند بتوانند بصورت مکتوب دربیاورند.
یکی از دلایلی که زبان ترکی بجنوردی از بکری خارج شده و تحت تاثیر زبان فارسی و کردی کرمانجی قرار گرفته، نداشتن دستور زبانی بصورت مکتوب است. امیدورام همشهریهای خوب دیگر هم در این زمینه اقدام کنند.
آقای حصاری و جمعی از دوستانشان در تلاش برای جمع آوری کلمات و ضربالمثلهای ترکی با تلفظ و مفهوم دقیق آن میباشند. آنها امیدوارند بتوانند مجموعه ای مانند کتاب" کوچه" شاملو در مورد ضربالمثلهای ترکی بجنوردی ارائه بدهند.
با آرزوی موفقیت برایشان.
شعر زیبایی با زبان ترکی بجنوردی را که آقای حصاری در اختیارم گذاشتند را در اینجا میگذارم.این شعر عاشقانه قدیمی در وصف یار سروده شده و در این شعر تشبیههای بسیار زیبایی در مورد اعضای صورت یار بکار رفته . ترجمه این شعر هم از آقای احسان حصاری می باشد.
بُویِنگْ صُراحی کیزَ سِه
سو سالماقَه، نه یاخْشِه
آقزِنگ هیمان کیسه سه
پول سالماقَه نه یاخْشِه
ايْزِنگ گُلمکان آلْمَه سه
ایس لَماقه، نه یاخْشِه
بِرنِنگ بازار نُخُودِه
آش سالماقَه نه یاخْشِه
گِزِنگْ گلاب چشمَه سه
سو ایشماقَه نه یاخْشِه
قاشِنگ، ایلان قویْ رِقِه
آت باسماقَه، نه یاخْشِه
آلْ لنگ میدان گنگ لِقَه
آت چاپْ ماقَه نه یاخْشِه
×××
گردنت همچون کوزه صراحی می
آب کردن به آن، چه خوب است
دهانت همچون کیسه زر
پول کردن به آن، چه خوب است
صورتت مثل سیب گلمکان
بوکردنش ، چه خوب است
دماغت نخود بازار
داخل آش کردن آن چه خوب است
چشمات، چشمه گلاب
آبخوردن آن چه خوب است
ابرویت همچون دُم مار
لگد کردن آن چه خوب است
پیشانیات به پهنای میدان
اسبدوانی در آن چه خوب است